• 2 سال پیش

  • 0

  • 08:43

حسنی نگو، یه دسته گل

داستانیک اسید
0
توضیحات
توی ده شلمرودحسنی تک و تنها بود حسنی نگو بلا بگوبه غم ها مبتلا بگو جوون بی کار، عمر تباه، عاطل و باطل، پژمرده دل، واه واه واهنه قلقلی، نه فلفلی، نه مرغ زرد کاکلی، هیچکس باهاش رفیق نبود صبح تا غروب آفتاب، می افتاد تو اتاق خواب

با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads