🧘♂️ مراقبه دوم | سوزاندن قوانین کهنه در آتش آگاهی
بعضی زندانها دیوار ندارند...
از جنس آهن و بتن ساخته نشدهاند.
از جنس «بایدها» هستند...
باید کامل باشم...
باید مطمئن شوم...
باید کنترل کنم...
باید دوباره چک کنم...
باید فکر کنم تا جواب را پیدا کنم...
و سالها بعد، آدم متوجه میشود چیزی که او را خسته کرده، خودِ زندگی نبوده...
بلکه قوانینی بوده که ناخواسته در ذهنش حک شدهاند.
در دومین مراقبه عمیق دوره «رستاخیز آرامش»، وارد سفری متفاوت میشوی؛ سفری به قلب باورهایی که سالها تو را در چرخه اضطراب، وسواس فکری و نشخوار ذهنی نگه داشتهاند.
در این تجربه عمیق:
این مراقبه فقط درباره آرام شدن نیست...
درباره رها شدن است.
رها شدن از قوانینی که هرگز متعلق به تو نبودند.
شاید بعد از پایان این مراقبه، برای اولین بار متوجه شوی:
«تمام این سالها درِ قفس باز بود...
فقط باور کرده بودم که زندانیام.»
و همان لحظه، چیزی در اعماق وجودت شروع به نفس کشیدن میکند...
آرامتر...
سبکتر...
آزادتر... 🌱🔥✨
اولین نفر کامنت بزار
🧘♂️ مراقبه اول | ملاقات با کودک زخمی؛...
🎙 اپیزود ششم | تولد دوباره؛ وقتی قفس ب...
🎙 اپیزود پنجم | مغزت را دوباره سیمکشی...
🎙 اپیزود چهارم | قدم گذاشتن در آتش سرد...
🎙 اپیزود سوم | رهایی از نشخوار فکری؛ وقتی دیگر...
🎙 اپیزود دوم توقف نشخوار و وسواس فکری...
جلسه اول رستاخیز آرامش: ریشهها را پیدا...
اپیزود مقدمه | به رستاخیز آرامش خوش آم...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است